عجایب هفتگانه جهان

عجایب هفت گانه برای سازندگانشان نمادهایی از مذهب، اسطوره شناسی، هنر، قدرت و علم بودند و برای ما، آنها شواهدی از توانایی انسان هستند

۱- هرم بزرگ جیزه (در فاهره مصر) (خاتمه ساخت 2680 قبل از ميلاد)

۲- باغ هاي معلق بابل (در عراق امروزی) ( 600 قبل از ميلاد)

۳- نیایشگاه آرتميس (در افسوس ترکیه) ( 350 قبل از ميلاد)

 ۴- تندیس زئوس (در المپيای یونان) ( 500 قبل از ميلاد)

۵- آرامگاه هالیکارناسوس  (در هاليكارناسوس ترکیه) ( 300 قبل از ميلاد)

۶- مجسمه عظيم رودس (در جزیره رودس یونان) (282 قبل از ميلاد)

۷- برج دريايي اسكندريه (در جزيره فاروس مصر) (270 قبل از ميلاد)

سنگ از دیرباز یکی از افزارهای زورخانه بوده است .امروزه درازای هرسنگ که از جنس چوب می باشد، یك متر و پهنای آن هفتاد سانتیمتر است. وزن  جفت آن نیز ازبیست كیلو تا صد و بیست كیلو می باشد.

 اين ابزار ورزشي سابقاً از جنس سنگ بود و به آن "سنگ نعل و سنگ زور" نیز می گفتند.

غالباً در هر زورخانه چند سنگ در اوزان مختلف وجود داشت که هر ورزشکار به تناسب نيرومندي و زوربازويش سنگ ميگرفت. افراد انگشت شماري هم بودند که  سنگ مخصوصي داشتند و کسي جز خودشان نميتوانست آن سنگ را بالا بکشد.

اگر پهلواني قصد می کرد تاسنگ ديگري را به سينه بزند وآن را بالاي سينه ببرد، احتمال داشت آن سنگ بر اثر سنگيني فوق العاده به روي سينه آن پهلوان کم تجربه سقوط کند و موجب صدمه و ناراحتي گردد، لذا عقلاي قوم آن پهلوان را از اين کار منع و موعظه ميکردند که از باب احتياط سنگ ديگري را به سينه نزند، يعني با سنگ ناشناخته و زيادتر از قدرت و زورمندي خود تمرين نکند و حدود و ثغور پهلواني را ملحوظ و محفوظ دارد تا احياناً موجب خسران و انفعال نگردد.اين عبارت رفته رفته از گود زورخانه به کوي و برزن و خانه و کاشانه سرايت کرده، در افواه عامه به صورت ضرب المثل در آمد که البته مانند بسیاری از ضرب المثل معنای آن اندکی تغییر کرد.

روان شناسی امضاء

کسانی که در جهت عقربه های ساعت امضاء می کنند، افرادی منطقی می باشند.

کساني که بر عکس عقربه هاي ساعت امضاء مي کنند ،دير منطق را قبول مي کنند و معمولاً غير منطقي هستند.

کساني که از خطوط عمودي استفاده مي کنند لجاجت و پافشاري در امور دارند.

کساني که از خطوط افقي استفاده مي کنند انسانهاي منظمي هستند.

کساني که با فشارامضاء مي کنند ، در کودکي سختي کشيده اند.

کساني که پيچيده امضاء مي کنند آدمهاي شکاکي هستند.

کساني که در امضاي خود اسم و فاميل مي نويسند خودشان را در فاميل برتر مي دانند.

کساني که در امضاي خود فاميل مي نويسند داراي منزلت هستند.

کساني که اسمشان را مي نويسند و روي اسمشان خط مي زننداحتمالاً شخصيت خود را نشناخته اند.

کساني که به حالت دايره و بيضي امضاء مي کنند ، کساني هستند که مي خواهند به قله برسند.

چراهای شگفت انگیز

دم کدام جانور دوباره می روید؟
اگر جانور دیگری به مارمولک حمله کند و دمش را بکند دم جدا شده روی زمین تکان می خورد و این حرکت توجه دشمن را جلب می کند و مارمولک فرصتی می یابد تا فرار کند. پس از مدتی دوباره دم جدیدی در انتهای بدن مارمولک می روید .
چه عاملی باعث می شود کروکد یل بخندد؟
حتی اگر به نظر برسد که کروکدیل می خندد باید بدانید که این جانور هیچ وقت نمی خندد . او برای اینکه حرارت داخل بدنش خارج شود و خود را خنک کند آرواره ی بزرگش را طوری باز می کند که به نظر می رسد در حال خندیدن است.
کدام خزنده مادری دلسوز است؟
بیشتر خزنده ها تخم ها و بچه های خود را رها می کنند تا به تنهایی بزرگ شوند . اما کروکدیل مادر آشیانه خود را در برابر پرنده ها و دیگر جانوران شکمو و گرسنه محافظت می کنند . سپس به نوزادان خود کمک می کنند تا از پوسته تخم خارج شوند و آنها را  در دهان می گذارد و به میان آب می برد.

*** بقیه در ادامه مطلب ***

ادامه نوشته

بوی باران

بوی باران ، بوی سبزه ، بوی خاک
شاخه های شسته ، باران خورده ، پاک
آسمان آبی و ابر سپيد
برگهای سبز بيد
عطر نرگس ، رقص باد
نغمه و بانگ پرستوهای شاد
خلوت گرم کبوترهای مست
نرم نرمک مي رسد اينک بهار
خوش بحالِ روزگار …
خوش بحالِ چشمه ها و دشتها
خوش بحالِ دانه ها و سبزه ها
خوش بحال غنچه های نيمه باز
خوش بحال دختر ميخک که ميخندد به ناز
خوش بحالِ جانِ لبريز از شراب
خوش بحالِ آفتاب …
ای دل من ، گرچه در اين روزگار
جامهء رنگين نمی‌پوشی به كام
بادهء رنگين نمی‌نوشی ز جام
نقل و سبزه در ميانِ سفره نيست
جامت از آن می كه می‌بايد تهی است
ای دريغ از «تو» اگر چون گل نرقصی با نسيم
ای دريغ از «من» اگر مستم نسازد آفتاب
ای دريغ از «ما» اگر کامی نگيريم از بهار …
گر نکوبی شيشهء غم را به سنگ

هفت رنگش ميشود هفتاد رنگ …

آموزش املا

1- روش آزمون – مطالعه – آزمون

در این روش ابتدا یک متن را به عنوان دیکته برای دانش آموزان می خوانیم و بعد از تصحیح آن را به دانش آموزان باز می گردانیم سپس دانش از آموزان  می خواهیم تا  درجلسه بعدی املا صحیح کلمات غلط موجود در املا ی خود را تمرین می کنند. در جلسه بعد ار آن متن دوباره دیکته گفته می شود که معمولا بدون غلط و یا با غلط های محدودی همراه است.

البته باید توجه داشت که متن دوم را با کمک کلماتی از متن اول که از ارزش املایی بر خوردارند( اما در قالب جملات جدید) می توان تهیه نمود تا میزان پیشرفت دانش آموزان در زمینه حافظه دیداری هم سنجیده شود.

2- روش مطالعه و آزمون

ابتدا درس یا درسهای جهت گفتن از دیکته انتخاب می شود و دانش آموزان روی لغات مشکل آن به صورت دیکته پای تخته و تکالیفی نظیز نوشتن کلمات با حروف رنگی و .... تمرین می کنند سپس از آن درس یا درسها دیکته گفته می شود که البته بهتر است متن دقیقا مانند کتاب نباشد.

3- روش نمایش:

به منظور تقویت بیشتر حافظه دیداری در رابطه با آموزش حروف هم صدا مانند(ص- ث- س ) ابتدا لغات مورد نظر را روی طلق های شفاف می نویسیم سپس آنها را با استفاده از اورهد روی پرده نمایش میدهیم مثلا کلمه(( صابون)) سپس روی حرف (ص) را می پوشانیم و از دانش آموزان می خواهیم یکی از سه حرف (س، ث، ص) را انتخاب کرده و کلمه را کامل کنند . سپس کلمه را کامل نشان می دهیم تا اگر غلط حدس زده بودند آن را اصلاح کنند و درستش را کنارش بنویسید . از این روش به هنگام دیکته پای تخته ای هم می توان استفاده کرد وجود دستگاه اورهد الزامی نیست.

دانش آموزان ابتدا کلمه را در دفتر خود بنویسید بعد به تخته نگاه کنند و در صورت اشتباه درست آن را بالای کلمه بنویسند.

4- روش تصحیح انفرادی :

 به دانش آموز دیکته گفته می شود به عنوان تکلیف منزل از او خواسته می شود دیکته خود را با استفاده از کتاب تصحیح کند و از این طریق متوجه غلط هایش می شود و آنها را تمرین کند.

5- روش چند حسی:

در این روش چند حس بینایی - شنوایی- لامسه به کمک یادگیری املا کلمه مورد نظر می آیند . این روش بیشتر قبل از دیکته به منظور تمرین کلمات مشکل درس به کار گرفته می شود.

الف) از دانش آموز خواسته می شود با دقت به کلمه ی مورد نظر ( این کلمه از متن دیکته ای که بعداًَ گفته خواهد شد انتخاب می شود) که پای تابلو نوشته شده نگاه کند.

ب) آن را بخوانند و کلمه مورد نظر را در هوا به صورت ذهنی و با استفاده از انگشت خود بنویسد.

ج) سپس آن را در جمله ای مناسب به کار برد . از این طریق معنای کلمه را بهتر درک می کند.

و) کلمه را از پای تابلو پاک کرده و به آنها فرصت می دهیم تا کلمه را بدون خطا از روی حافظه بنویسند.

د) کلمه را روی تابلو نوشته تا دانش آموزان آنها را با هم مطابقت دهد و به درستی یا نادرستی نوشته خود پی ببرد . حرفی از کلمه را که از ارزش املای برخوردار است قرمز نوشته و پای تابلو می نوسیم مانند ص در تصمیم . از این روش به عنوان یک تمرین و تکلیف هم جهت تقویت حافظه دیداری دانش آموزان می توان استفاده نمود.

6- کاربرد جمله سازی در زنگ املاء:

 آموزگار 20 جمله از 5 درس را که دارای اهمیت هستند انتخاب کرده و در هر جمله جای یک کلمه با ارزش املایی خالی گذاشته می شود تا دانش آموزان به تکمیل آن بپردازند.

 (( بارم هر کلمه یک نمره است))

1- خورشید به قله ی .............................. نزدیک می شد.

7-آشنا کردن دانش آمزان با متن املاء:

به منظور یاد آوری شکل کلمه های خوانده شده لازم است قبل از نوشتن املاء آموزگار یک بار آن متن را از اول تا آخر بخواند و شاگردان به این امر عادت داده شوند که شکل کلی کلمه های خوانده شده را در ذهن خود مجسم کنند و آنها را به یاد آورند و گاهی هنگام خواندن متن املا آموزگار به شاگردان اجازه دهد که بگویند نوشتن چه کلمه ای را نمی توانند و معلم راجع به آن کلمه توضیح آموزشی بدهد تا دانش آموزان بدهد تا دانش آموزان شکل نوشتاری کلمه ی مورد نظر را یاد آمورند ، از این طریق ، شکل کلمه در ذهن شاگرد بیشتر تثبیت می گردد و یاد گیری عمیق تر می شود.  

نحوه قرائت املاء در کلاس

هنگام قرائت املاء باید به نکات زیر توجه شود.

1- از تمام درسهای کتاب فارسی ، اعم از شعر و غیر شعر باید املاء گفته شود ولی مقدار و زمان آن نباید از حد معینی تجاوز کند.

2- آموزگار باید با توجه به هدفهایی که برای گفتن هر متن املا دارد، متن و مقدار آن را از قبل مشخص کند.

3- هر کلمه یا عبارت فقط یک یا دو بار گفته شود و دانش آموزان باید عادت کنند با گوش دادن به صدای آموزگار  مشکل کلی نوشتن کلمه را در ذهن خود پیدا و آن را زیر لب زمزمه کنند و بنویسند.

4- سرعت گفتن املای کلمه با توان نوشتن دانش آموزان متناسب باشد.

5- حرکت کردن آموزگار در هنگام گفتن املاء نباید باعث حواس پرتی دانش آموزان شود.

حسنک عزیزم ، کوکب خانم خوش سلیقه کجایید

  گاو ما ما می کرد گوسفند بع بع می کرد سگ واق واق می کرد و همه با هم فریاد می زدند حسنک کجایی شب شده بود اما حسنک به خانه نیامده بودحسنک مدت های زیادی است که به خانه نمی آید.

او به شهر رفته و در آنجا شلوار جین و تی شرت های تنگ به تن می کند.او هر روز صبح به جای غذا دادن به حیوانات جلوی آینه به موهای خود ژل می زند. موهای حسنک دیگر مثل پشم گوسفند نیست چون او به موهای خود گلت می زند.

دیروز که حسنک با کبری چت می کرد .کبری گفت تصمیم بزرگی گرفته است.کبری تصمیم داشت حسنک را رها کند و دیگر با او چت نکند چون او با پتروس چت می کرد.پتروس همیشه پای کامپیوترش نشسته بود و چت می کرد.پتروس دید که سد سوراخ شده اما انگشت او درد می کرد چون زیاد چت کرده بود.

او نمی دانست که سد تا چند لحظه ی دیگر می شکند.پتروس در حال چت کردن غرق شد. برای مراسم دفن او کبری تصمیم گرفت با قطار به آن سرزمین برود اما کوه روی ریل ریزش کرده بود

.ریزعلی دید که کوه ریزش کرده اما حوصله نداشت .ریزعلی سردش بود و دلش نمی خواست لباسش را در آورد .ریزعلی چراغ قوه داشت اما حوصله درد سر نداشت.قطار به سنگ ها برخورد کرد و منفجر شد .کبری و مسافران قطار مردند. اما ریزعلی بدون توجه به خانه رفت.خانه مثل همیشه سوت و کور بود .

الان چند سالی است که کوکب خانم همسر ریزعلی مهمان ناخوانده ندارد او حتی مهمان خوانده هم ندارد.او حوصله ی مهمان ندارد.او پول ندارد تا شکم مهمان ها را سیر کند. او در خانه تخم مرغ و پنیر دارد اما گوشت ندارد او کلاس بالایی دارد او فامیل های پولدار دارد. او آخرین بار که گوشت قرمز خرید چوپان دروغگو به او گوشت خر فروخت .اما او از چوپان دروغگو گله ندارد چون دنیای ما خیلی چوپان دروغگو دارد به همین دلیل است که دیکر در کتاب های دبستان آن داستان های قشنگ وجود ندارد.  

تقویم اسلامی نفحات 1389

تقویم اسلامی نفحات ۱۳۸۹ با امکانات فوق العاده

مجموعه اعتقادی نفحات که به فرمت جاوا بوده و برروی تمامی گوشی های موبایل قابل نصب می باشد، به منظور آگاهی از ساعات شرعی، مناسبت‌های اسلامی(برای اولین بار)، اعمال و دعاهای وارده و نیز دارای قابلیت برنامه ریزی کارهای روزانه با قابلیتهای اضافی همانند امکان حداقل نمودن پنجره برنامه برای دسترسی به بخش های دیگر موبایل، عدم نیاز به پشتیبانی از زبان شیرین فارسی، امکان افزودن یاددداشت های شخصی برای یادآوری رویدادهای ویژه، و نمایش اعمال مربوطه به هریک از مناسبتهای ویژه دینی وغیره طراحی وساخته شده است. توجه نمایید که استفاده از این برنامه کاملا رایگان بوده و می‌توانید آن را به دوستان خود نیز هدیه نمایید.

*** دانلود در ادامه مطلب ***

ادامه نوشته

سوالات تستی درس ادبیات پایه دوم راهنمایی

۴۰ سوال تستی درس ادبیات پایه دوم راهنمایی

برای مشاهده به ادامه مطلب مراجعه نمایید

ادامه نوشته

خواص لبو

مفیدترین و بهترین بخش چغندر، برگ آن است و بعد ساقه‌های آن و بعد از آن ریشه که پخته آن لبو نام دارد. قند ریشه چغندر برای مبتلایان به دیابت مضر است. خوردن پخته چغندر رعشه را معالجه می‌کند. برگ سرخ رنگ آن اگر خام با سرکه و خردل خورده شود طحال را باز می‌کند و ورم آن را فرو می‌نشاند. برای درد پشت و مثانه و امراض مقعد مفید است. آب برگ چغندر برای درد مفاصل و نقرس، سردرد و دندان‌درد مفید است. ضماد برگ با اسیدبوریک باعث بهبود کک و مک و طاسی می‌شود.

لبو به دلیل داشتن فیبر که خاصیت کاهش چربی خون را دارد و همچنین اسیدفولیک، باید در سبد غذایی بیماران قلبی قرار گیرد.

افراد می توانند با مصرف 105 گرم چغندر قرمز، 53 درصد اسیدفولیک مورد نیاز بدن را تأمین کنند.

فیبر زیاد موجود در آن، موجب کاهش سطح کلسترول خون و کاهش خطر بروز سکته‌های قلبی در بیماران قلبی است. گفتنی است، چغندر قرمز به دلیل داشتن مواد مغذی آهن در کنار اسیدفولیک از بروز کم‌خونی جلوگیری می‌کند.

ما برای غذای سلامتی این هفته شما دسر ماست و لبو را پیشنهاد می‌کنیم. شیوه درست کردن آن را اغلب مردم می‌دانند، اما اگر هنوز با درست کردن لبو مشکل دارید، خوب است بدانید که چغندر خیلی دیر می‌پزد. آن را باید در آب غوطه‌ور کنید و 3 تا 4 ساعت با حرارت خیلی ملایم آن را بپزید؛ طوری که آب به خوردش برود. معمولا پس از این مدت طعم شیرینی پیدا می‌کند. آن را بعد از سرد شدن رنده کنید و با ماست شیرین بخورید.

 

ضرب المثلهای مشهور ایران

ضرب المثل
نشخوار آدمیزاد حرف است:

اگر پرگویی می کنم ایرادی ندارد، حرف زدن خود نوعی از سرگرمی است.

نشسته پاک است:

به شوخی، شخصی است که به تمیزی بدن و جامه اش بی اعتناست.

نصیب کسی را کسی نخورد:

همانند: روزی کس را، کس نخورد.

نطقش کور شدن:

براثر گفتگو وجنجال سخن کسی قطع شدن، از ادامه صحبت بازماندن.

نظر زدن :

به چشم بد نگاه کردن، از نظر عوام چشم زخم بودن.

نشادرش تند است:

به شوخی، در کارها شتاب وعجله میکند

نسیه آخر به دعوا رسیه:

همانند: معامله نقدی بوی مشک میدهد.

نزن در کسی را تا نزنند درت را:

همانند: چو بد کردی مباش ایمن ز افات

نشترش بزنی خونش درنمی اید

در نهایت خشم و عصابیت است، سخت آشفته است.

نرم کردن:

شخصی را به منظور خاصی مطیع و رام خود کردن

نرم نرم پوست کندن:

آرام آرام و به ملایمت کار خود را به ضرر دیگری فیصله دادن

ادامه نوشته

آدم برفی

آدم برفی در سرما یخ زد.
 فکرش منجمد بود از بس به قطب جنوب فکر می کرد.
 زمستان، گل یخ را با هیچ گلی عوض نمی کند.
 گرما پای یخچال غش کرد.
 از وقتی یخچال خرید افکارش فاسد نمی شود. 
 

آویشن در احادیث اهل بیت علیهم السلام

أربَعَةُ أشياءَ تَجلُو البَصَرَ ويَنفَعنَ ولا يَضرُرنَ ، فَسُئِلَ عَنهُنَّ فَقالَ :
السَّعتَرُ وَالمِلحُ إذَا اجتَمَعا . . . يَطرُدانِ الرِّياحَ مِنَ الفُؤادِ ، ويَفتَحانِ السُّدَدَ ، ويُحرِقانِ البَلغَمَ ، ويُدِرّانِ الماءَ ، ويُطَيِّبانِ النَّكهَةَ ، ويُلَيِّنانِ المَعِدَةَ ، ويُذهِبانِ الرِّياحَ الخَبيثَةَ مِنَ الفَمِ ، ويُصَلِّبانِ الذَّكَرَ .

امام صادق عليه‏السلام فرمود : «چهار چيز است كه ديده را جلا مى‏دهد و سود دارد و زيانى نمى‏آورد» .
درباره آنها از او پرسيدند .
فرمود : «آويشن و نمك كه چون در بر هم قرار گيرند . . . بادها را از دل برون مى‏رانند ، انسداد را مى‏گشايند ، بلغم را مى‏سوزانند ، آب را [در بدن] به جريان درآورند ، بوى دهان را خوش مى‏سازند ، معده را نرمى مى‏دهند ، بوهاى بد را از دهان ببرند و آلت را سفتى مى‏بخشند» .

ادامه نوشته

اعراب گذاری هوشمند احادیث

برای ورود روی آدرس زیر کلیک کنید

اینجا

موش و گربه !!!

فاصله بین موش و گربه بستگی به زرنگی طرفین دارد.
ماهی در قفس آب با قطرات باران زندانی ملاقات می کند.
تنگ آب لبریز از آرزوهای دریایی ماهی است.

شــعــر

رسيد مژده که ايام غم نخواهد ماند
چنان نماند چنين نيز هم نخواهد ماند
 
من ار چه در نظر يار خاکسار شدم
رقيب نيز چنين محترم نخواهد ماند
 
چو پرده دار به شمشير مي‌زند همه را
کسي مقيم حريم حرم نخواهد ماند
 
چه جاي شکر و شکايت ز نقش نيک و بد است
چو بر صحيفه هستي رقم نخواهد ماند
 
سرود مجلس جمشيد گفته‌اند اين بود
که جام باده بياور که جم نخواهد ماند
 
غنيمتي شمر اي شمع وصل پروانه
که اين معامله تا صبحدم نخواهد ماند
 
توانگرا دل درويش خود به دست آور
که مخزن زر و گنج درم نخواهد ماند
 
بدين رواق زبرجد نوشته‌اند به زر
که جز نکويي اهل کرم نخواهد ماند
 
ز مهرباني جانان طمع مبر حافظ
که نقش جور و نشان ستم نخواهد ماند
 
 

پیرمرد کوچه ی ما …

یک سال گذشت .

هنوز سر کوچه جاش خالیه . دلم برای لب خنده همیشگیش تنگ شده . سر کوچه سیگار و آدامس می فروخت . هر وقت از کنارش رد می شدیم سلام و احوالپرسی می کرد . با همه بگو بخند داشت . اصلا سوگولی کوچه بود . با همه ی مغازه دارا کاسه کوزه یکی شده بود . با همه ندار بود . کاسبیش کوچیک بود اما دلش بزرگ بود . تنها کاسبی بود که نسیه می داد ! ازش آدامس می گرفتم می گفتم بعدا حساب می کنم ، می خندید و بهم یه بسته آدامس می داد . به آدامس های اربیت میگفت اُربی . زبونش بعضی وقتا می گرفت . هر وقت که می خواستم باهاش حساب کنم دقیق یادش نمیومد چقدر بدهکارم . ولی من یادم می موند .

اکثر اوقات یه نون بربری گاز زده کنار دخلش داشت . اضافه ش رو خورد می کرد می ریخت برای گنجشکا . همیشه گنجشکا دورش جمع بودن .

پیرمرد صداش می کردم . دوست داشت این اسم رو . یه کلاه بافتنی قدیمی داشت که همیشه سرش بود . یه کت کهنه و یه بافتنی قرمز . تابستون و زمستون لباسش همین بود .

حالا یه سالی میشه که رفته ، نمی دونم مزارش کجاست ، ولی هرجا که هست روحش شاد . براش فاتحه می خونم . نمی دونم کسی هست الآن به یادش باشه یا نه ، ولی من همیشه به یادش خواهم بود .

دیگه کسی نیست بهم آدامس اُربی بفروشه . پیرمرد رفت . لبخند هاش رفت . گنجشکا رفتند …

sandali-tanha-1

کاریکلیماتور

گاهی وقت ها از نردبان بالا می رو یم تا دستان خدا را بگیر یم غافل از اینکه خدا پایین ایستاده و نردبان را محکم گرفته تا ما نیفتیم ...

یک راه تنبیه

امـام بـاقـر(ع ) فـرمـود: پدرم در رهگذر, پدر و پسرى را دید که با هم مى رفتند, ولى پسر از خود راضـى , در حال حرکت , به بازوى پدرش تکیه کرده بود.

پدرم , زین العابدین (ع ) از این عمل ناپسند پسر, آن چنان خشمگین شد که تا پایان زندگى با آن پسر حرف نزد.

تاثیر استاد در ایمان دانش آموز

سید محسن جبل عاملى از علماى بزرگ شیعه در دمشق مدرسه اى ساخت تا فرزندان شیعیان در آن جـا بـه فـراگـیـرى عـلم بپردازند.

ایشان شاگردى داشت به نام عبداللّه که از ذهن سرشارى بـرخـوردار بـود وتوانسته بود در مدت کوتاهى تحصیلات خود را در دمشق به پایان رساند و براى فراگیرى بعضى علوم به امریکا سفر کند.

او از مـدت هـا قبل در یکى از دانشگاه هاى امریکا اسم نویسى کرده وراه درازى را پیموده بود تا در امـتـحـان ورودى شرکت کند.اما وقتى درصف ورود به جلسه ایستاده بود متوجه شد اگر عجله نکند وقت نماز مى گذرد, لذا با شتاب جهت اقامه نماز حرکت کرد.افرادى که پشت سرش بودند فریاد برآوردند: کجا مى روى ,نوبت شما نزدیک است و اگر دیر برسى جلسه دیگرى برگزارنمى گردد.

عبداللّه جواب داد: من یک تکلیف دینى دارم و اگر انجام ندهم وقت آن مى گذرد و آن بر امتحان مـقـدم اسـت و بـا توکل به خدا مشغول نماز خواندن شد.از قضا وقتى نمازش تمام شد نوبتش نیز گـذشـتـه بـود.برگزار کنندگان امتحان وقتى متوجه این قضیه گردیدند, از ایمان عبداللّه به شـگفت آمده بودند و از او دوباره امتحان به عمل آوردند.

عبداللّه در نامه اى خطاب به استادش در جـبـل عـامل , نوشته بود:من درس ایمان و عمل به تکالیف را از شما آموخته ام .سید محسن بسیار خـوشـحال گردید و از این که توانسته بود چنین شاگردى پرورش دهد در پیشگاه خداوند شاکر بود.